تبليغاتX
خواهران غریب -
آنچه از دل برآيد

 

خبربه دورترين نقطة جهان برسد

نخواست او به من خسته بي گمان برسد

 

شكنجه بيشتر ازاين كه پيش چشم خودت

كسي كه سهم تو باشد، به ديگران برسد

 

چه مي كني؟ اگر او را كه خواستي يك عمر

به راحتي كسي از راه ناگهان برسد...

 

رها كني برود از دلت جدا باشد

به آن كه دوست ترش داشته،به آن برسد

 

رها كني بروند و دو تا پرنده شوند

خبر به دورترين نقطه جهان برسد

 

گلايه اي نكني بغض خويش را بخوري

كه هق!هق! ...تو مبادا به گوششان برسد

 

خدا كند كه ... نه! نفرين نمي كنم... نكند

به او ـ كه عاشق او بوده ام ـ زيان برسد

 

خدا كند فقط اين عشق از سرم برود

خدا كند كه فقط زود آن زمان برسد

***

 

غزل بالا به انتخاب من وخواهرم سحراز كتاب عشق قابيل است  سروده ى مرحوم نجمه زارع ، طبق قولمان براي شما دوستان عزيز نوشته ايم تا ازآن فيض

كامل را ببريد.

راستي يادمون رفت عذرخواهي كنيم اون هفته اي كه گذشت وما خدمتتون نرسيديم ، امام رضا بعد از مدت ها به بهونه ي يه امرخير، ما را طلبيد و فرصت نشد كه متن خداحافظي را واسه تون بنويسيم . خلاصه گذشته از اين ها

ما ازاون طرف سري به خيام وعطارودوستان نيشابوري زديم.

جاي همتون خالي...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 0:14  توسط صبور و سحر  |